آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
578
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
غفلت كرد و عداوت آن طايفه موجب بدبختى او شد . در منابع شرقى نام چند تن از وزراء و اعيان مذكور است ، كه بفرمان هرمزد شربت هلاك نوشيدهاند ؛ از جمله موبدان موبد زردشت بود . مردمان چنين پنداشتهاند ، و تئوفيلاكتوس نيز شنيده است ، كه علت عداوت هرمزد نسبت باشراف اين بود ، كه پيشگويان او را از وقوع شورشى خبر داده بودند ، كه او را از تاج و از زندگى بىبهره خواهد ساخت ؛ اين حكايت را مورخان شرق با آب و تاب بسيار روايت نمودهاند . هرمزد فاقد عظمت و تسلط انوشروانى بود ، و آن شخصيت فائقى ، كه در هر موقع احترام و اطاعت پادشاه را در دلها جاى ميدهد ، نداشت . بارى شورشهايى ، كه موجب بر باد رفتن تاج و تخت هرمزد شد ، نتيجهء تأسيسات نظامى انوشروان بود . اين تأسيسات تأثيرى وخيم كرد و فتنههائى چند برانگيخت ، كه شورش عهد هرمزد مقدمه آنها محسوب است . هنگام جلوس هرمزد گفتگوى مصالحه بين ايران و روم جريان داشت . هرمزد آن را برهم زد . ديگر بار در 581 مذاكرات شروع شد ، لكن نتيجه حاصل نگرديد . پس جنگ دوام يافت ، اما سرداران ايران بفتحى شايان نايل نيامدند ، كارآمدترين سرداران ايران وهرام ، كه ملقب به چوبين « 1 » ، از مردم رى ، پسر وهرام گشنسب ، از دودمان بزرگ مهران بود ، فرماندهى قادر ، و محبوب سربازان خويش ، و پر از كبر و ادعا بود ، و از اين حيث شبيه بزرگان عهد ملوك الطوايفى قديم محسوب مىشد ، پس از آنكه بر طوايف مهاجم سرحدات شمال و مشرق « 2 » فايق آمد و تركان را منهزم كرد ، بفرماندهى كل نيروى ايران در برابر روميان نصب شد ، لكن مغلوب گرديد . هرمزد با طرزى موهن او را از فرماندهى خلع كرد . چون وهرام از لشگريان خود اطمينان داشت ، رايت خلاف
--> ( 1 ) - مينورسكى ( مجله پادشاهى ، 1939 ، ص 108 ) آن را با لفظ ديلمى ژوپين zopin - زپين 'zopen به معناى زوبين مقايسه مىكند . ( 2 ) - ر ك ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 65 و 83 .